به بهانه ی جشنواره ی طنز«برق»اصفهان

عشق بدون برق بی فایده س

مثل بهشته ولی بی هایده س

 

برای اون شاعر بی قافیه

برق نگاه دلبرا کافیه

 

برق باید مثل تورم باشه

پر از انرژی و تراکم باشه

 

حتی تو اون شبای بی ستاره

تو لحظه هایی که تنت می خاره

 

کوچه باید واضح و روشن بشه

دختر همسایه مبرهن بشه!

 

جوری که اشتیاقشو ببینی

ترشح بزاقشو ببینی

 

دُرُس تو این لحظه ی پر خاطره

چه ضد حالی می شه برقا بره!

 

انگار گرفتنت تو ون گذاشتن

فلج شدی زیرت لگن گذاشتن

 

انگار که از زمونه خسته باشی

رو شیشه نوشابه نشسته باشی

 

آهای وزیر نازنین نیرو!

وزیرلایق و وزین نیرو!

 

از رو سالاد سس رو بگیر مهم نیست

راه تنفس رو بگیر مهم نیست

 

بذار ازن سوراخ تر از این بشه

بذار! که باب میل قزوین بشه

 

بذار محیط زیستمون بگنده

تموم مسئولیتش با بنده

 

اما نذار شعرمو ماسمال کنم

برقو بپاش تو صورتم حال کنم

 

خلاصه خورشیدو ببر برقو نه

کیهانو تعطیلش بکن شرقو نه!