می کنم من
دل غمگینو شادش می کنم من
دلت تنگه؟ گشادش می کنم من!
اگه یارت کمی وزنش زیاده
بیار پیشم مدادش می کنم من
مسیر عاشقی پر پیچ و میخه
دلت پنچر شه بادش می کنم من
اگه زخم دلت ناسور باشه
خود یارو پمادش می کنم من
اگه خشکه مقدس باشه یارت
گرفتار فسادش می کنم من
می گن یارت یه قبضه ریش داره
وزیر اقتصادش می کنم من
ولی امر عاشق چشم یاره
نماینده ی نهادش می کنم من
زن مختار ایمانش ضعیفه
زن ابن زیادش می کنم من
تو دانشگاه «علم و صنعت» خاش
الاغو با سوادش می کنم من
از اونجایی که شکل موز وقیحه
زراعت رو کسادش می کنم من
سند دارم که رستم صهیونیسته
فلسطینی نژادش می کنم من
خدا رحمت کنه بن لادنو! حیف!
شبای جمعه یادش می کنم من
اگه آقا محمد خان خنثی
بیاد پیشم دومادش می کنم من
برای انتشار دین اسلام
تل آویوو ستادش می کنم من
شبونه سیک هندو هم که باشه
تا صبح خیرالعبادش می کنم من
اگه کهریزکو از نو بسازن
مننژیتو زیادش می کنم من
فقط روح الأمینی توش نباشه
چقد مرحومو یادش می کنم من!
با این نو آوری ها کشورم رو
به زودی مثل چادش می کنم من
مگه تخم دو زرده کرده نیما؟
غزل رو مستزادش می کنم من
قوافی رو دارم تغییر می دم
مخالف رو درازش می کنم من
کسی فردوسی بازی در بیاره
می شم «محمود »ایازش می کنم من
به جرم نشر انواع اکاذیب
شبانه روز نازش می کنم من
سند دارم که تهمینه خرابه!
دارم اهل نمازش می کنم من
بگم زرتشت جاسوس سیا بود؟
نخواهم گفت! رازش می کنم من!
اتم سهله تموم هسته ها رو
اگه لازم شه بازش می کنم من
اگه آبگوشت دلبر ته بگیره
می شم مشت و پیازش می کنم من
من این بشار اسد رو دوس دارم
تو فکرم گاز گازش می کنم من
« پناهی» ،« پازولینی»هم که باشه
« حبیب کاسه ساز»ش می کنم من
یه دختر بچه ی بیس ماهه دارم
بزرگ شه حقه بازش می کنم من
بهش یاد می دم از گرگا بترسه
نرو غیر مجازش می کنم من
دوروغ گفتن گناهه، بعضی وقتا
حقیقت رو مجازش می کنم من
نتیجه گیری پایانی شعر
پاسو شیرین فرازش می کنم من!